تبليغاتX
برای رسواترین عشق
برای رسواترین عشق
..::من شکستن تو را حتی به قیمت داشتنت نمی خواهم::..
یک سال از شروع این وب میگذره

روزی که می گفتی من با تو می مانم

روزی که دانستی من بی تو می میرم

روزی که با عشقت بستی به زنجیرم

بازنده من بودم این بوده تقدیرم

خوش باوری بودم پیش نگاه تو

هر دم ز چشمانت خواندم کلامی نو

هر دم ز چشمانت خواندم کلامی نو

عاشق نبودی تو من عاشقت بودم

در قبله گاه عشق بودی تو معبودم

آرام و آسوده در خواب خوش بودی

یک لحظه من بی تو هرگز نیاسودم

من با نفسهایم نام تو را خواندم

کاش ای هوسبازم با تو نمی ماندم

عشق تو چون برگی در دست طوفان بود

دل کندن و رفتن پیش تو آسان بود

روزی به من گفتی دیگر نمی مانم

گفتم که میمیرم گفتی که می دانم

باور نمی کردم هرگز جدایی را

آن آمدن با عشق این بی وفایی را این بی وفایی را

عاشق نبودی تو من عاشقت بودم

در قبله گاه عشق بودی تو معبودم

آرام و آسوده در خواب خوش بودی

یک لحظه من بی تو هرگز نیاسودم

من با نفسهایم نام تو را خواندم

کاش ای هوسبازم با تو نمی ماندم

دوس دارم جواب حرفامو همین جا ببینم....این کلیپ و نیگا کن.

آخ

 

2 یه دوست دارم دیگه یکشنبه بیست و دوم مرداد 1385تیک تاک میگه 14:30 من دیگه رسواترین عاشق  | 

ببخشید ولی تو میدونی که نمی تونم
سلام...می بخشینا...ولی صرفنظر کردم از مدل جدید آپ کردن....می خواستم من سوال کنم و تو جواب بدی....ولی دیگه حالی واسه سوال و جواب نیست...فقط به دلایلی که خودت می دونی دیگه ...شاید پست بعدی آخرین باشه...اگه خواستی نظرتو بگو....ممنون و فعلا
2 یه دوست دارم دیگه پنجشنبه نوزدهم مرداد 1385تیک تاک میگه 15:7 من دیگه رسواترین عاشق  | 

با توام...نظرتو بگو
می خوام یه مدل تازه آپ کنم....کار تو یه نرمه سخت تره...هستی؟میتونی؟همراهی میکنی؟نظرتو بگو که کلی عجله دارم....
2 یه دوست دارم دیگه یکشنبه پانزدهم مرداد 1385تیک تاک میگه 22:41 من دیگه رسواترین عاشق  | 

یک روز...

يك روز به سراغت خواهم آمد با عشق، با وجود خستگي هايم تو مرا خواهي پذيرفت؛
يك روز برايت قصه اي خواهم خواند، از عشق و تو به قصه ام با تمام غم هايش گوش فرا خواهي داد؛

يك روز تو را به دشتي خواهم برد، پر از شقايق و تو با تمام خستگي هايت با من همراه خواهي شد؛
يك روز تو را براي هميشه با خود مي برم، به ناكجا و تو با تمام دلتنگي هايت با من خواهي آمد؛
و آنروز، روزي نيست جز روز مرگ من وتو...



2 یه دوست دارم دیگه یکشنبه پانزدهم مرداد 1385تیک تاک میگه 11:55 من دیگه رسواترین عاشق  | 

لعنت بر انها

به تو ياد دادم عاشق شدن را

و دلم خواست که از تو ياد بگيرم عاشق بودن را

و عاقبت به من آموختي که منطق عشق را نمي شناسد

پيشتر ها از خدا بي خبران مي گفتند

که عشق منطق را نمي شناسد ، لعنت بر آنها

دستت را از من بگير ، سرت را از روي شانه هايم بردار

عطر نفسهايت را از من دريغ کن و بگذار با غم خويش تنها بمانم

2 یه دوست دارم دیگه پنجشنبه پنجم مرداد 1385تیک تاک میگه 11:28 من دیگه رسواترین عاشق  | 

 

\par \par \par


Javascripts