|
|
سال نو مبارک همراهان رسوا و گل همیشه بهارم |
|
|
سلاممممممم...سال نو همتون مبارک...من امسال سال تحویل پیش خانومی خودم بودم...دل همه از دم بسوزههههههههههههههه....یه شروع خیلی خوب...با آرزوی موفقیت و شادی واسه همتون
|
||
|
2
یه دوست دارم دیگه دوشنبه بیست و نهم اسفند 1384تیک تاک میگه 23:37 من دیگه رسواترین عاشق
|
|
||
|
|
شاید آخرین حرف 84 |
|
|
به نام عشق مي خواستم به بلنداي قامتت شعري بگويم تمام قافيه ها حقير شدند واژه اي همتاي نامت رنگ حضور ندارد به نام نامي عشق ناميدمت جز تو قافيه اي براي عشق نيست. سلام گل هميشه بهارم …نميدونم چرا…ولي واسه اين حرف دل يه احساس عجيبي دارم..شايد چون آخرين حرف 84 البته تو وبلاگت باشه…سال 84 هم گذشت و ما يه سال بزرگتر شديم…1سال در انتظار 7 اسفند صبر كرديم تا تولدمون رو جشن بگيريم…بعد از اون روز 22 روز ديگه هم گذشت و عيد تو راهه…نمي دونم چي بايد بگم…ولي اولين و آخرين آرزوم واسه سال 85 يه سال پر از موفقيت و شادي واسه تو صوفي سياهپوش منديوانه وار بود زندگي من ديوانه وار ديوانه وار گريستم ديوانه وار خنديدم … مي خواهم بمانم آنچه هستم و باشم تا هميشه ديوانه وار مي رقصم زير بارون ديوانه وار مي خوانم از تو ديوانه وار مي ميرم براي تو ديوانه وار ديوانه وار ديوانه وار
|
||
|
2
یه دوست دارم دیگه یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1384تیک تاک میگه 11:49 من دیگه رسواترین عاشق
|
|
||
|
|
سایه ی ستاره"دوست دارم هوارتاااااااااااااا" |
|
شبا تو تمام شهر دو تا دريچه روشنه |
||
|
2
یه دوست دارم دیگه جمعه بیست و ششم اسفند 1384تیک تاک میگه 1:2 من دیگه رسواترین عاشق
|
|
||
|
|
بانوی غزلهای من |
|
|
بانـــوی خــوش تراش غــزلهای من برقص مستم من امشب و تو بيا جای من برقص گرمـم حرارت غزل است اين به جــای تب هــذيان عــاقـلانه و گــويــای مــن برقــص اينجا که نيست شور ســرابی تو آب شـو لب بر لبم دوبــاره مسیــحـای من برقــص چــرخی بـزن که پــخش شود بوی دامنت در پـرده های وسوسه ، حـوای من برقص بگـــذار دســت وحــشی باد از تــو بگـذرد برگيرد از تو جــامه و شــولای مـن برقــص انـــدام خــاکی تـــو و لــب های گــرم من عريـان و مست و پاک به فتوای من برقص درحــالــتـی که تـک به تکی با تـنم بخوان يک لحظه در خيال ، هــمــآواي من برقص وای ، ای زمين گنگ ، سکـون را اراده کن ای آســمان ، ببار و همــپای مــن برقــص تعبـــير شد ضــمير غزل ، مستند شدم اينـــک شما به جـای معمای من برقص |
||
|
2
یه دوست دارم دیگه چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1384تیک تاک میگه 18:53 من دیگه رسواترین عاشق
|
|
||
|
|
دوست دارم |
|
|
اشك رازي ست لبخند رازي ست عشق رازي ست اشك آن شب لبخند عشق ام بود. قصه نيستم كه بگويي نغمه نيستم كه بخواني صدا نيستم كه بشنوي يا چيزي چنان كه ببيني يا چيزي چنان كه بداني …من درد مشترك ام مرا فرياد كن درخت با جنگل سخن مي گويد علف با صحرا ستاره با كهكشان و من با تو سخن مي گويم نام ات را به من بگو دست ات را به من بده حرف ات را به من بگو قلب ات را به من بده من ريشه هاي تو را دريافته ام با لبان ات براي همه لب ها سخن گفته ام و دست هايت با با دستهاي من آشناست. در خلوت روشن با تو گريسته ام. براي خاطر زنده گان و در گورستان تاريك با تو خوانده ام زيباترين سرود ها را زيرا كه ردگان اين سال عاشق تريت زنده گان بوده اند.
دست ات را به من بده دست هاي تو با من آشناست اي دير يافته با تو سخن مي گويم به سان ابر كه با توفان به سان علف كه با صحرا به سان باران كه با دريا به سان پرنده كه با بهار به سان درخت كه با جنگل سخن مي گويد.
زيرا كه من ريشه هاي تو را يافته ام زايرا كه صداي من با صداي تو آشناست. |
||
|
2
یه دوست دارم دیگه شنبه بیستم اسفند 1384تیک تاک میگه 11:39 من دیگه رسواترین عاشق
|
|
||
|
|
دوست دارم |
|
![]() |
||
|
2
یه دوست دارم دیگه چهارشنبه دهم اسفند 1384تیک تاک میگه 12:28 من دیگه رسواترین عاشق
|
|
||
|
|
تو ... |
|
|
|
||
|
2
یه دوست دارم دیگه سه شنبه نهم اسفند 1384تیک تاک میگه 12:48 من دیگه رسواترین عاشق
|
|
||
|
|
بالاخره 343 و تولدت مبارك |
|
|
به آسمان بگو ببارد شمع های خاموش را روشن کن به پنجره بنگر و کبوتری که زیر باران به پنجره ات پناه آورده به تو نگاه می کند به اطلسی ها نگاه کن تولدم مبارک تولدم مبارک و آسمان را ببوس شمع ها را فوت کن کبوتر را امان بده اطلسی ها را آب بده به زندگی بگو: و زیر لب نجوا کن تولدم مبارک
|
||
|
2
یه دوست دارم دیگه یکشنبه هفتم اسفند 1384تیک تاک میگه 17:40 من دیگه رسواترین عاشق
|
|
||
|
|
1"جشن آیینه ها" |
|
|
منو با یه بوسه ببر تا ستاره بمون و یه لحظه نگام کن دوباره تو چشمای نازت یه دنیا امیده منو با یه بوسه ببر تا سپیده تو بودی که عشقو به قلبم سپردی منو تا به جشن شب و آیینه بردی تو که باشی دنیا قشنگه همیشه دیگه حتی پرواز برام ساده میشه منو با یه بوسه ببر تا ستاره یه شب زیر بارون صدام کن دوباره بذار جون بگیرم از حرم نفس هات طلوعی به پا کن با آتیش دستات هنوز عطر موهات توی خونه مونده نگاهت منو تا به ابرا رسونده تو همزاد نوری یه نور مقدس به تو دل سپردن چه آسون و ساده ست کمک کن که از عشق ترانه بسازم هزار بار دیگه به تو دل ببازم غمت را به دست فراموشی بسپار بگو نازنینم که خوابی یا بیدار منو با یه بوسه ببر تا ستاره بمون و یه لحظه نگام کن دوباره تو چشمای نازت یه دنیا امیده منو با یه بوسه ببر تا سپیده منو با یه بوسه ببر تا ستاره یه شب زیر بارون صدام کن دوباره بذار جون بگیرم از حرم نفس هات طلوعی به پا کن با آتیش دستات
|
||
|
2
یه دوست دارم دیگه یکشنبه هفتم اسفند 1384تیک تاک میگه 0:0 من دیگه رسواترین عاشق
|
|
||
|
|
2"آخرین جرعه این جام" |
|
|
همه می پرسند: "چیست در زمزمه مبهم آب؟ چیست در همهمه دلکش برگ؟ چیست در بازی آن ابر سپید؟ روی این آبی آرام بلند که ترا می برد اینگونه به ژرفای خیال؟" "چیست در خلوت خاموش کبوتر ها؟ چیست در کوشش بی حاصل موج؟ چیست در خنده جام؟ که تو چندین ساعت مات و مبهوت به آن می نگری؟ نه به ابر نه به آب نه به برگ نه به این آبی آرام بلند نه به آین آتش سوزنده که لغزیده به جام نه به این خلوت خاموش کبوترها من به این جمله نمی اندیشم! من مناجات درختان را هنگام سحر رقص عطر گل یخ را با باد نفس پاک شقایق را در سینه کوه صحبت چلچله ها را با صبح نبض پاینده هستی را در گندم زار گردش رنگ و طراوت را در گونه گل همه را می شنوم می بینم! من به این جمله نمی اندیشم! ای سراپا همه خوبی تک و تنها به تو می اندیشم! همه وقت همه جا من به هر حال که باشم به تو می اندیشم! تو بدان این را تنها تو بدان تو بیا تو بمان تو بمان با من تنها تو بمان جای مهتاب به تاریکی شب ها تو بتاب! من فدای تو به جای همه گلها تو بخند! اینک این من که به پای تو در افتادم باز ریسمانی کن از آن موی دراز تو بگیر! تو ببند! تو بخواه! پاسخ چلچله ها را تو بگو! قصه ابر هوا را تو بخوان! تو بمان با من تنها تو بمان! در دل ساغر هستی تو بجوش! من همین یک نفس از جرعه جانم باقی است آخرین جرعه این جام تهی را تو بنوش!
|
||
|
2
یه دوست دارم دیگه شنبه ششم اسفند 1384تیک تاک میگه 0:0 من دیگه رسواترین عاشق
|
|
||
|
|
3"دلم گرفت" |
|
|
دلم گرفت ای همنفس پرم شکست تو این قفس تو این غبار تو این سکوت چه بی صدا نفس نفس از این نا مهربونی ها دارم از غصه می میرم رفیق روز تنهایی یه روز دستاتو می گیرم تو این شب گریه می تونی پناه هق هقم باشی تو ای همزاد و همخونه چی میشه عاشقم باشی دوباره من دوباره تو دوباره عشق دوباره ما دو همنفس دو همزبون دو همسفر دو همصدا تو ای پایان تنهایی پناه آخر من باش تو این شب مرگ پاییزی من بهار باور من باش بذار با مشرق چشمات شبم روشن ترین باشه می خوام آیینه خونه با چشمات همنشین باشه
|
||
|
2
یه دوست دارم دیگه جمعه پنجم اسفند 1384تیک تاک میگه 5:0 من دیگه رسواترین عاشق
|
|
||
|
|
4"من آن ناخوانده آوازم" |
|
|
من آن ناخوانده آوازم... صدای زخمی سازم... به دنبال صدایم باش... برای تو اگر رازم... من آواز بیابانم... صدای بغض بارانم... بریده از نیستانم... غمی دارم که می خوانم... من آن دریای دل بازم... که با ساحل نمی سازم... دل آیینه پروازم... میان دست و آوازم... مرا از بودنم بشناس... که قسمت کرده ام با تو... مرا که خود نمی دانم... در آیینه منم یا تو... به من از من شکایت کن... مرا ااز من حکایت کن... از این دریای دلتنگی... به یک جرعه قناعت کن... صدای زخمی سازم... نه پایانم نه آغازم... برای گم شدن در عشق... تو را کم دارد آوازم... هوای ابر پاییزم... به آسانی نمی بارم... ولی با تو فقط با تو... هزاران گفتنی دارم... مرا از قصه ام بشناس... که با تو قصه ها دارم... صدای بغض بارانم... مرا بشنو که می بارم...
|
||
|
2
یه دوست دارم دیگه پنجشنبه چهارم اسفند 1384تیک تاک میگه 0:0 من دیگه رسواترین عاشق
|
|
||
|
|
5"باز کردی کتاب محبت ..." |
|
|
باز كردي كتاب محبت با تمام دلت روبرويم ياد دادي به من اولين بار هجي واژه ها را بگويم حاصل ضرب احساس در عشق معني واژه آشنايي پايتخت گلستان احساس آسماني شدن بي ريايي تخته سرخ رنگ كلاست قلب هر غنچه منتظر بود از دل دفتر چشمهايت عطر دريا شدن منتشر بود در ميان كتاب نگاهت صفحه عاطفه مي درخشيد مرز ما مرمري از صفا بود عشق تو در دل مرز پيچيد نم نم اشك هر غنچه سرخ با نگاه ترت پونه مي شد قصه نيلي چشم هايت در دلم آسمان گونه مي شد قلب پاكت چو امواج دريا با دلم پاك ويكرنگ ميشد زنگ تفريح مي رفتي و باز دل براي تو دلتنگ مي شد يك قدم مانده به شهر گل ها هر چه غم داشتي مي تكانی در كلاست همه سبز سبزند قلب تو ساده و ارغواني روح هر تشنه اي عاشقانه از دل پاك تو آب مي خورد قلب من هديه اي بود ناچيز روي آرامشت تاب مي خورد تو طلوع سحرگاه عشقي چشم هاي ترا مي شناسم روح ترا پيوند دل هاست من صفاي ترا مي شناسم قلب تو راز پيوند دل هاست من صفاي ترا مي شناسم قلب تو پايتخت شكفتن دفترت وسعت آسمان هاست جوهر آبي خط پاكت عاشقانه ترين رنگ درياست مثل دست صدف پاك و آبي ست شهر رويا يي چشم هايت كاش قلب پر از اشتياقم مي شد از عشق روزي فدايت روح خود را سپردي به گل ها معني پاك ايثار كردن رمز آرامش من درين ست قلب راز تو سرشار كردن |
||
|
2
یه دوست دارم دیگه چهارشنبه سوم اسفند 1384تیک تاک میگه 0:0 من دیگه رسواترین عاشق
|
|
||
|
|
6"برای بهترین من که آخرین من شد" |
|
|
عشق را تن پوش جانم می کنی چتری از گل سایه بانم می کنی ای صدای عشق در جان و تنم آن سکوت ساکت و تنها منم من پر از اندوه چشمان توام آشنایی دل پریشان توام آتش عشق تو در جان من است عاشقی معنای ایمان من است کی به آرامی صدایم می کنی از غم دوری رهایم می کنی ای که در عشق و صداقت نوبری کی مرا با خود از اینجا می بری...؟ |
||
|
2
یه دوست دارم دیگه سه شنبه دوم اسفند 1384تیک تاک میگه 0:0 من دیگه رسواترین عاشق
|
|
||
|
|
7"از دوست داشتن" |
|
|
امشب از آسمان دیده تو روی شعرم ستاره می بارد در سکوت سپید کاغذها پنجه هایم جرقه می کارد شعر دیوانه تب آلودم شرمگین از شیار خواهش ها پیکرش را دوباره می سوزد عطش جاودان آتش ها آری آغاز دوست داشتن است گرچه پایان راه ناپیداست من به پایان دگر نیندیشم که همین دوست داشتن زیباست از سیاهی چرا هراسیدن شب پر از قطره های الماس است آنچه از شب به جا می ماند عطر سکر آور گل یاس است آه!بگذار گم شوم در تو کس نیابد ز من نشانه تو روح سوزان و آه مرطوبت بوزد بر تن ترانه من آه!بگذار زین دریچه باز خفته در پرنیان رویاها با پر روشنی سفر گیرم بگذرم از حصار دنیا ها دانی از زندگی چه می خواهم من تو باشم تو پای تا سر تو زندگی گر هزار باره بود بار دیگر تو بار دیگر تو آن چه در من نهفته دریایی ست کی توان نهفتنم باشد با تو زین سهمگین طوفانی کاش یارای گفتنم باشد بس که لبریزم از تو می خواهم بدوم در میان صحرا ها سر بکوبم به سنگ کوهستان تن بکوبم به موج دریاها بس که لبریزم از تو می خواهم چون غباری ز خود فرو ریزم زیر پای تو سر نهم آرام به سبک سایه تو آویم آری آغاز دوست داشتن است گرچه پایان راه ناپیداست من به پایان دگر نیندیشم که همین دوست داشتن زیباست
|
||
|
2
یه دوست دارم دیگه دوشنبه یکم اسفند 1384تیک تاک میگه 0:0 من دیگه رسواترین عاشق
|
|
||