تبليغاتX
برای رسواترین عشق
برای رسواترین عشق
..::من شکستن تو را حتی به قیمت داشتنت نمی خواهم::..
و ...
dooset daram

 برای از تو نوشتن بهانه لازم نیست
اگر سرود تو باشی ترانه لازم نیست

برای رویش شادی ، شکفتنی تازه
اگر بهار تو باشی ، جوانه لازم نیست !

تو اهل بیت غزلهای هفت اقلیمی
و در حضور تو جزعاشقانه لازم نیست !

درخت سیب تویی ، پس بگو به سیب فروش :
سبد سبد که منم ، دانه دانه لازم نیست !!

ببار ابرترین ! تا زمین بفهمد که
برای رفع عطش رودخانه لازم نیست

تو وهم مبهم آبی ، رسول اقیانوس
که ایه آیه می آیی ... نشانه لازم نیست !

« و آیه های تو باران !» .... وفور آب و شراب
چنان که قسمت و سهم و سرانه لازم نیست !

 

 

2 یه دوست دارم دیگه چهارشنبه بیست و هشتم دی 1384تیک تاک میگه 10:48 من دیگه رسواترین عاشق  | 

در تاریکی

در تاريکی چشمانت را جستم

در تاريکی چشمهايت را يافتم

و شبم پر ستاره شد .

ترا صدا کردم

در تاريک ترين شبها دلم صدايت کرد

و تو با طنين صدايم به سوی من آمدی

با دستهايت برای دستهايم آواز خواندی

برای چشمهايم با چشمهايت

برای لبهايم با لبهايت

با تنت برای تنم آواز خواندی

من با چشمها و لبهايت انس گرفتم

با تنت انس گرفتم

چيزی در من فروکش کرد

چيزی در من شکفت

من دوباره در گهواره ی کودکی خويش به خواب رفتم

و لبخند آن زمانيم را باز يافتم.

در من شک لانه کرده بود

دستهای تو چون چشمه يی به سوی من جاری شد

ومن تازه شدم من يقين پيدا کردم

يقين را چون عروسکی در آغوش گرفتم

و در گهواره  ی سالهای نخستين به خواب رفتم

در دامانت که گهواره ی روياهايم بود

و لبخند آن زمانی به لبهايم برگشت

با تنت برای تنم لالايی گفتی

چشمهای تو با من بود

و من چشمهايم را بستم

چرا که دستهای تو اطمينان بخش بود

doostat daram

 

2 یه دوست دارم دیگه یکشنبه بیست و پنجم دی 1384تیک تاک میگه 15:45 من دیگه رسواترین عاشق  | 

اینم واسه...
منم دوست دارم گربه سیاه خودم

اینو گذاشتم واسه اونایی که میخواستن بدونن زهرا چقد دوسم داره.به وبلاگ گربه و جوجو هم سر بزنی میفهمی.همین جا داد میزنم دوست دارم میو تااااااااااااااا فقط تو می فهمی یعنی چقد.این عکس امروز رسید به دستم.دوست دارم همیشه همه جا هر لحظه

2 یه دوست دارم دیگه سه شنبه بیستم دی 1384تیک تاک میگه 0:54 من دیگه رسواترین عاشق  | 

هوای حوصله ام...
kheyli daghoonam
2 یه دوست دارم دیگه سه شنبه بیستم دی 1384تیک تاک میگه 0:7 من دیگه رسواترین عاشق  | 

آواز تنهایی

بوس بوس بوس بوس

غمت بر نهانخانه دل نشیند

بنازید که لیلی به محمل نشیند

در محفلش آنچنان زار گریم

که از گریه ام ناقه در گل نشیند

مرنجان دلم را

که این مرغ وحشی

ز بامی که برخاست

مشکل نشیند

از آن زمان که آرزو

چو نقشی از سراب شد

تمام جستجوی دل

سوال بی جواب شد

نرفته کام تشنه ای

به جستجوی چشمه ها

خطوط نقش زندگی

چو نقشه ای بر آب شد

چه سینه سوز آه ها

که خفته بر لبان ما

هزار گفتنی به لب

اسیر پیچ و تاب شد

نه شور عارفانه ای

نو شوق شاعرانه ای

قرار عاشقانه هم

شتاب بر شقاب شد

نه فرصت شکایتی

نه قصه و روایتی

تمام جلوه های جان

چو آرزو به خواب شد

نگاه منتظر به در

نشست و عمر شد به سر

نیامده به خود نگر

که دوره شباب شد

هفت آسمان را در برم

وز هفت دریا بگذرم

ای شعله تابان من

هم رهزنی هم رهبری

هم این سری هم آن سری

ای نور بی پایان من

چون می روی بی من مرو

ای جان جان بی تن مرو

ای دیدن تو دین من

وی روی تو ایمان من

ای خسته تو پنهان شده

در هستی پنهان من

ای یار من ای یار من

ای دلبر و دلدار من

ای محرم و غمخوار من

ای دین و ای ایمان من

خوش می روی در جان من

ای درد تو درمان من

2 یه دوست دارم دیگه یکشنبه هجدهم دی 1384تیک تاک میگه 0:29 من دیگه رسواترین عاشق  | 

گفتم دوستت دارم ، دوستت دارم ، دوستت دارم ،دوستت دارم ،ونفس کشیدم

باز گفتم دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم ،وباز نفس کشیدم

باز گفتم دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم ،

و باز نفس کشیدم

باز گفتم دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم ،

و باز نفس کشیدم

و باز هم گفتم دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم و اشک از چشمانم سرازیر شد

و باز با بغض های چرکینم نفس کشیدم

این بار داد زدم دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم ،

و باز نفس کشدم

اما انگار صدایی نمی آمد

این بار با هق هق ام ناله زدم ضجه زدم

دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم ،

ولی باز صدایی نیامد

دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم ،

انگار کسی نیست

انگار قلبی برایت نمی تپد

غم عظیمی تمامه وجودم را گرفت

داد زدم آخر من دوستت دارم

اشکهایم می ریخت

نفس ها با هاهاهایی خسته بالا می آمد

دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم ،

چه سر زمین غریبیست خدایا من اینجا چه می کنم

باید رفت

دیگر نفس ها بالا نمی آیند

دیگر قلبی نمی زند

اما از دور صدای دوست داشتن به گوشم رسید

به دنبال صدا رفتم و باز تو را دیدم

                      دوستت دارم ای دوست داشتنی من

دوستت دارم گل همیشه بهارم

 

 

2 یه دوست دارم دیگه دوشنبه دوازدهم دی 1384تیک تاک میگه 16:29 من دیگه رسواترین عاشق  | 

برای تو میمیرم

منم اون که رازت و می بینم

نفسم به خیال تو می گیرم

توئی اون که بهونه فردائی

تویی اون که جوونه و سر پایی

موج بی آرامم اشک بی فرجامم

خسته از دیشب

بی تو من میمیرم بی خبر بگذاری

گر از این بیشتر

چه کنم با تو اگر

که مدارا نکنم

چه کنم در غم تو

به تو حاشا نکنم

چه بگویم که مرا

نبود ذوق سخن

به که گویم که دلم

شده بیگانه ز غم

من و هست و ز خود بودن

من و بی تو نیاسودن

من و این همه تنهایی

غم عشق و شکیبایی

تویی اون که بهونه فردائی

تویی اون که جوونه و سرپایی

منم اون که برای تو میمیرم

نفسم به خیال تو می گیرم

dooset darammmmmmmm

2 یه دوست دارم دیگه یکشنبه یازدهم دی 1384تیک تاک میگه 11:33 من دیگه رسواترین عاشق  | 

كاش
دوستت دارم هميشه و همه جا و هر لحظه عزيزم
2 یه دوست دارم دیگه سه شنبه ششم دی 1384تیک تاک میگه 15:12 من دیگه رسواترین عاشق  | 

دوستت دارم

تنهای تنها بودم ، با تنهايی درد دل ميكردم ، من بودم و يك دنيا تنهايی!

تو آمدی و مرا عاشق كردی، عاشق آن قلب پر از محبتت كردی!

مرا در اين دنيای عاشقی در به در كردی!

بدان كه من به آسانی گرفتار تو نشدم ! در اين راه عاشقی سختی كشيدم ، درد

كشيدم ، انتظار سخت است

تو با ماندنت در كنارم كاری كن كه همه اين سختی ها را از ياد ببرم!

اينك كه من گرفتار تو شدم و راهی برای بازگشت به سوی تنهايی ندارم تا آخر راه با

تو می مانم ، بدان كه برای عشقت جان خواهم داد!

زندگی ام فدای تو ، اين قلب كوچك و پر از غمم برای تو ، اين همه احساس پر از

عشق در وجودم نيز تقديم به تو!

بدان كه بيشتر از همه چيز دوستت دارم ، دوستت دارم ، دوستت دارم و دوستت دارم

باز می نويسم كه دوستت دارم ، عزيزم خيلی دوستت دارم!

تكرار مكرر كلمه دوستت دارم را باز به زبان خواهم آورد تا بيشتر از هر لحظه ای باور

كنی كه من بيشتر از هر زمانی و بيشتر از هر چيزی دوستت دارم عزيزم!

اينهمه سختی و اينهمه انتظار و اينهمه غم و غصه در اين لحظه های عاشقی نشان

از عشق و دوست داشتن من نسبت به تو می باشد

تو باور نكنی خدای عاشقان باور دارد كه دوستت دارم !

كلمه مقدس دوست داشتن و ابراز آن به تو با گفتن آن كلمه نيست ، با نوشتن و يا

حس كردن آن نيست ، بايد با ماندن تا آخرين لحظه زندگی ام به تو ثابت كنم كه

دوستت دارم!

شايد زمانی كه مرگم فرا برسد بفهمی كه من چقدر تو را دوست داشته ام ! بفهمی

كه چقدر من برای رسيدن به تو سختی كشيدم ، و زمان مرگم باور كنی كه به حرفم و

عهدی كه با تو بستم پايبند بودم!

آری پس ای خدای بزرگ كاش زودتر مرگ من فرا رسد تا يارم باور كند چقدر او را

دوست ميداشتم!

دوستت دارم گل همیشه بهارم

قدر مرا بدان ای يار ، غرورم را در آن سرزمين تنهايی ها شكستی ، مرا تسليم آن

قلب پاك و از عشقت كردی ، مرا در اين دنيای عاشقی دربه در كردی ، مرا وابسته آن

قلب پر از محبتت كردی ، اينك كه تو مرا عاشق كردی بيا و تا پايان راه با من باش !

بيا و مرا پشيمان از اين عاشق شدن نكن و مرا وسوسه نكن كه دوباره با تنهايی

باشم!

تنهای تنها بودم ، اما اينك با تو هستم ، هستم می مانم و خواهم ماند و بارها گفته ام

و ميگويم و خواهم گفت كه دوستت دارم ، باز ميگويم كه دوستت دارم … دوستت

دارم و دوستت دارم ……. آری دوستت دارم !

اين كلمه را از حفظ نميگويم ، اين كلمه مقدس را از ته دلم ميگويم .آری از ته دلم با

صدای آهسته ميگويم كه دوستت دارم
زهرای عزیزم

 

2 یه دوست دارم دیگه یکشنبه چهارم دی 1384تیک تاک میگه 22:21 من دیگه رسواترین عاشق  | 

دوست دارم
دوست دارم هوارتااااااااااا
2 یه دوست دارم دیگه پنجشنبه یکم دی 1384تیک تاک میگه 14:25 من دیگه رسواترین عاشق  | 

هفت"از دوست داشتن"

امشب از آسمان دیده تو

روی شعرم ستاره می بارد

در سکوت سپید کاغذها

پنجه هایم جرقه می کارد

 

شعر دیوانه تب آلودم

شرمگین از شیار خواهش ها

پیکرش را دوباره می سوزد

عطش جاودان آتش ها

 

آری آغاز دوست داشتن است

گرچه پایان راه ناپیداست

من به پایان دگر نیندیشم

که همین دوست داشتن زیباست

 

از سیاهی چرا هراسیدن

شب پر از قطره های الماس است

آنچه از شب به جا می ماند

عطر سکر آور گل یاس است

 

آه!بگذار گم شوم در تو

کس نیابد ز من نشانه تو

روح سوزان و آه مرطوبت

بوزد بر تن ترانه من

 

آه!بگذار زین دریچه باز

خفته در پرنیان رویاها

با پر روشنی سفر گیرم

بگذرم از حصار دنیا ها

 

دانی از زندگی چه می خواهم

من تو باشم تو پای تا سر تو

زندگی گر هزار باره بود

بار دیگر تو بار دیگر تو

 

آن چه در من نهفته دریایی ست

کی توان نهفتنم باشد

با تو زین سهمگین طوفانی

کاش یارای گفتنم باشد

 

بس که لبریزم از تو می خواهم

بدوم در میان صحرا ها

سر بکوبم به سنگ کوهستان

تن بکوبم به موج دریاها

 

بس که لبریزم از تو می خواهم

چون غباری ز خود فرو ریزم

زیر پای تو سر نهم آرام

به سبک سایه تو آویم

 

آری آغاز دوست داشتن است

گرچه پایان راه ناپیداست

من به پایان دگر نیندیشم

که همین دوست داشتن زیباست

 

 I LOVE love lies bleeding

2 یه دوست دارم دیگه پنجشنبه یکم دی 1384تیک تاک میگه 1:7 من دیگه رسواترین عاشق  | 

 

\par \par \par


Javascripts