|
|
و ... |
|
|
برای رویش شادی ، شکفتنی تازه تو اهل بیت غزلهای هفت اقلیمی درخت سیب تویی ، پس بگو به سیب فروش : ببار ابرترین ! تا زمین بفهمد که تو وهم مبهم آبی ، رسول اقیانوس « و آیه های تو باران !» .... وفور آب و شراب
|
||
|
2
یه دوست دارم دیگه چهارشنبه بیست و هشتم دی 1384تیک تاک میگه 10:48 من دیگه رسواترین عاشق
|
|
||
|
|
در تاریکی |
|
|
در تاريکی چشمانت را جستم در تاريکی چشمهايت را يافتم و شبم پر ستاره شد . ترا صدا کردم در تاريک ترين شبها دلم صدايت کرد و تو با طنين صدايم به سوی من آمدی با دستهايت برای دستهايم آواز خواندی برای چشمهايم با چشمهايت برای لبهايم با لبهايت با تنت برای تنم آواز خواندی من با چشمها و لبهايت انس گرفتم با تنت انس گرفتم چيزی در من فروکش کرد چيزی در من شکفت من دوباره در گهواره ی کودکی خويش به خواب رفتم و لبخند آن زمانيم را باز يافتم. در من شک لانه کرده بود دستهای تو چون چشمه يی به سوی من جاری شد ومن تازه شدم من يقين پيدا کردم يقين را چون عروسکی در آغوش گرفتم و در گهواره ی سالهای نخستين به خواب رفتم در دامانت که گهواره ی روياهايم بود و لبخند آن زمانی به لبهايم برگشت با تنت برای تنم لالايی گفتی چشمهای تو با من بود و من چشمهايم را بستم چرا که دستهای تو اطمينان بخش بود
|
||
|
2
یه دوست دارم دیگه یکشنبه بیست و پنجم دی 1384تیک تاک میگه 15:45 من دیگه رسواترین عاشق
|
|
||
|
|
اینم واسه... |
|
|
اینو گذاشتم واسه اونایی که میخواستن بدونن زهرا چقد دوسم داره.به وبلاگ گربه و جوجو هم سر بزنی میفهمی.همین جا داد میزنم دوست دارم میو تااااااااااااااا فقط تو می فهمی یعنی چقد.این عکس امروز رسید به دستم.دوست دارم همیشه همه جا هر لحظه |
||
|
2
یه دوست دارم دیگه سه شنبه بیستم دی 1384تیک تاک میگه 0:54 من دیگه رسواترین عاشق
|
|
||
|
|
هوای حوصله ام... |
|
|
|
||
|
2
یه دوست دارم دیگه سه شنبه بیستم دی 1384تیک تاک میگه 0:7 من دیگه رسواترین عاشق
|
|
||
|
|
آواز تنهایی |
|
|
غمت بر نهانخانه دل نشیند بنازید که لیلی به محمل نشیند در محفلش آنچنان زار گریم که از گریه ام ناقه در گل نشیند مرنجان دلم را که این مرغ وحشی ز بامی که برخاست مشکل نشیند از آن زمان که آرزو چو نقشی از سراب شد تمام جستجوی دل سوال بی جواب شد نرفته کام تشنه ای به جستجوی چشمه ها خطوط نقش زندگی چو نقشه ای بر آب شد چه سینه سوز آه ها که خفته بر لبان ما هزار گفتنی به لب اسیر پیچ و تاب شد نه شور عارفانه ای نو شوق شاعرانه ای قرار عاشقانه هم شتاب بر شقاب شد نه فرصت شکایتی نه قصه و روایتی تمام جلوه های جان چو آرزو به خواب شد نگاه منتظر به در نشست و عمر شد به سر نیامده به خود نگر که دوره شباب شد هفت آسمان را در برم وز هفت دریا بگذرم ای شعله تابان من هم رهزنی هم رهبری هم این سری هم آن سری ای نور بی پایان من چون می روی بی من مرو ای جان جان بی تن مرو ای دیدن تو دین من وی روی تو ایمان من ای خسته تو پنهان شده در هستی پنهان من ای یار من ای یار من ای دلبر و دلدار من ای محرم و غمخوار من ای دین و ای ایمان من خوش می روی در جان من ای درد تو درمان من |
||
|
2
یه دوست دارم دیگه یکشنبه هجدهم دی 1384تیک تاک میگه 0:29 من دیگه رسواترین عاشق
|
|
||
|
|
|
|
|
گفتم دوستت دارم ، دوستت دارم ، دوستت دارم ،دوستت دارم ،ونفس کشیدم باز گفتم دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم ،وباز نفس کشیدم باز گفتم دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم ، و باز نفس کشیدم باز گفتم دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم ، و باز نفس کشیدم و باز هم گفتم دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم و اشک از چشمانم سرازیر شد و باز با بغض های چرکینم نفس کشیدم این بار داد زدم دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم ، و باز نفس کشدم اما انگار صدایی نمی آمد این بار با هق هق ام ناله زدم ضجه زدم دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم ، ولی باز صدایی نیامد دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم ، انگار کسی نیست انگار قلبی برایت نمی تپد غم عظیمی تمامه وجودم را گرفت داد زدم آخر من دوستت دارم اشکهایم می ریخت نفس ها با هاهاهایی خسته بالا می آمد دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم ،دوستت دارم ، چه سر زمین غریبیست خدایا من اینجا چه می کنم باید رفت دیگر نفس ها بالا نمی آیند دیگر قلبی نمی زند اما از دور صدای دوست داشتن به گوشم رسید به دنبال صدا رفتم و باز تو را دیدم دوستت دارم ای دوست داشتنی من |
||
|
2
یه دوست دارم دیگه دوشنبه دوازدهم دی 1384تیک تاک میگه 16:29 من دیگه رسواترین عاشق
|
|
||
|
|
برای تو میمیرم |
|
|
منم اون که رازت و می بینم نفسم به خیال تو می گیرم توئی اون که بهونه فردائی تویی اون که جوونه و سر پایی موج بی آرامم اشک بی فرجامم خسته از دیشب بی تو من میمیرم بی خبر بگذاری گر از این بیشتر چه کنم با تو اگر که مدارا نکنم چه کنم در غم تو به تو حاشا نکنم چه بگویم که مرا نبود ذوق سخن به که گویم که دلم شده بیگانه ز غم من و هست و ز خود بودن من و بی تو نیاسودن من و این همه تنهایی غم عشق و شکیبایی تویی اون که بهونه فردائی تویی اون که جوونه و سرپایی منم اون که برای تو میمیرم نفسم به خیال تو می گیرم |
||
|
2
یه دوست دارم دیگه یکشنبه یازدهم دی 1384تیک تاک میگه 11:33 من دیگه رسواترین عاشق
|
|
||
|
|
كاش |
|
|
|
||
|
2
یه دوست دارم دیگه سه شنبه ششم دی 1384تیک تاک میگه 15:12 من دیگه رسواترین عاشق
|
|
||
|
|
دوستت دارم |
|
|
تنهای تنها بودم ، با تنهايی درد دل ميكردم ، من بودم و يك دنيا تنهايی! تو آمدی و مرا عاشق كردی، عاشق آن قلب پر از محبتت كردی! مرا در اين دنيای عاشقی در به در كردی! بدان كه من به آسانی گرفتار تو نشدم ! در اين راه عاشقی سختی كشيدم ، درد تو با ماندنت در كنارم كاری كن كه همه اين سختی ها را از ياد ببرم! اينك كه من گرفتار تو شدم و راهی برای بازگشت به سوی تنهايی ندارم تا آخر راه با زندگی ام فدای تو ، اين قلب كوچك و پر از غمم برای تو ، اين همه احساس پر از بدان كه بيشتر از همه چيز دوستت دارم ، دوستت دارم ، دوستت دارم و دوستت دارم باز می نويسم كه دوستت دارم ، عزيزم خيلی دوستت دارم! تكرار مكرر كلمه دوستت دارم را باز به زبان خواهم آورد تا بيشتر از هر لحظه ای باور اينهمه سختی و اينهمه انتظار و اينهمه غم و غصه در اين لحظه های عاشقی نشان تو باور نكنی خدای عاشقان باور دارد كه دوستت دارم ! كلمه مقدس دوست داشتن و ابراز آن به تو با گفتن آن كلمه نيست ، با نوشتن و يا شايد زمانی كه مرگم فرا برسد بفهمی كه من چقدر تو را دوست داشته ام ! بفهمی آری پس ای خدای بزرگ كاش زودتر مرگ من فرا رسد تا يارم باور كند چقدر او را قدر مرا بدان ای يار ، غرورم را در آن سرزمين تنهايی ها شكستی ، مرا تسليم آن بيا و مرا پشيمان از اين عاشق شدن نكن و مرا وسوسه نكن كه دوباره با تنهايی تنهای تنها بودم ، اما اينك با تو هستم ، هستم می مانم و خواهم ماند و بارها گفته ام اين كلمه را از حفظ نميگويم ، اين كلمه مقدس را از ته دلم ميگويم .آری از ته دلم با |
||
|
2
یه دوست دارم دیگه یکشنبه چهارم دی 1384تیک تاک میگه 22:21 من دیگه رسواترین عاشق
|
|
||
|
|
دوست دارم |
|
|
||
|
2
یه دوست دارم دیگه پنجشنبه یکم دی 1384تیک تاک میگه 14:25 من دیگه رسواترین عاشق
|
|
||
|
|
هفت"از دوست داشتن" |
|
|
امشب از آسمان دیده تو روی شعرم ستاره می بارد در سکوت سپید کاغذها پنجه هایم جرقه می کارد شعر دیوانه تب آلودم شرمگین از شیار خواهش ها پیکرش را دوباره می سوزد عطش جاودان آتش ها آری آغاز دوست داشتن است گرچه پایان راه ناپیداست من به پایان دگر نیندیشم که همین دوست داشتن زیباست از سیاهی چرا هراسیدن شب پر از قطره های الماس است آنچه از شب به جا می ماند عطر سکر آور گل یاس است آه!بگذار گم شوم در تو کس نیابد ز من نشانه تو روح سوزان و آه مرطوبت بوزد بر تن ترانه من آه!بگذار زین دریچه باز خفته در پرنیان رویاها با پر روشنی سفر گیرم بگذرم از حصار دنیا ها دانی از زندگی چه می خواهم من تو باشم تو پای تا سر تو زندگی گر هزار باره بود بار دیگر تو بار دیگر تو آن چه در من نهفته دریایی ست کی توان نهفتنم باشد با تو زین سهمگین طوفانی کاش یارای گفتنم باشد بس که لبریزم از تو می خواهم بدوم در میان صحرا ها سر بکوبم به سنگ کوهستان تن بکوبم به موج دریاها بس که لبریزم از تو می خواهم چون غباری ز خود فرو ریزم زیر پای تو سر نهم آرام به سبک سایه تو آویم آری آغاز دوست داشتن است گرچه پایان راه ناپیداست من به پایان دگر نیندیشم که همین دوست داشتن زیباست
|
||
|
2
یه دوست دارم دیگه پنجشنبه یکم دی 1384تیک تاک میگه 1:7 من دیگه رسواترین عاشق
|
|
||