|
|
تولدت مبارک |
|
امشب یعنی شب یلدا تولد یکی از بهترین دوستام یعنی شروین جونمه.همون پر بهونه که همیشه با نظراش همرام بود.و یه دوستم تازه پیدا کردم که امشب تولدشه.عرشیا جون تولد ۷ سالگیت مبارک. تولد تولد تولدت مبارک مبارک مبارک تولدت مبارک
|
||
|
2
یه دوست دارم دیگه چهارشنبه سی ام آذر 1384تیک تاک میگه 10:21 من دیگه رسواترین عاشق
|
|
||
|
|
دوستت دارم گل همیشه بهارم |
|
پیش چشمای قشنگت آسمون رنگی نداره هنوز آسمون رویا تورو یاد من میاره تو همون طلوع واژه توی این ترانه هایی تو همون واژه زیبا توی اوج این صدایی تو همونی که ترانه با حضورش جون می گیره تو همونی که ستاره نورشو از اون می گیره بذا تا با این ترانه برسم به اوج رویا آسمونی تر از آبی برسم به خواب دریا برسم تا که بخونی برق اشکو از نگاهم برسم تا تو بدونی من هنوز چشم به راهم
|
||
|
2
یه دوست دارم دیگه چهارشنبه سی ام آذر 1384تیک تاک میگه 0:54 من دیگه رسواترین عاشق
|
|
||
|
|
دوستت دارم |
|
![]() |
||
|
2
یه دوست دارم دیگه چهارشنبه سی ام آذر 1384تیک تاک میگه 0:45 من دیگه رسواترین عاشق
|
|
||
|
|
سر به هوای من |
|
|
کلیدقلبم و دادم بهت گم نکنی سر به هوای من هر خار و خسی رو بعد از این نگیری بجای من ای سر به هوای من عشق و بندگی کن تو قلبم زندگی کن تو فلبم زندگی کن الهی تا نفس تو سینه هست بمونی برای من ای سر به هوای من تو کلام عاشقونه تو رو استاد دیدم اگه شیرین تو باشم تو رو فرهاد دیدم تو شکوه لحظه هامی بذار دلشاد باشم واسه ترانه خوندن بذار فریاد باشم الهی تا نفس تو سینه هست بمونی برای من ای سر به هوای من با سکوت زیرکانه من و فریاد زدی با چشمهات دوستت دارم رو تو گوشم داد زدی با نگاه عاشقونه مست مستم کردی بی می و جام و سبو باده پرستم کردی الهی تا نفس تو سینه هست بمونی برای من ای سر به هوای من
|
||
|
2
یه دوست دارم دیگه سه شنبه بیست و نهم آذر 1384تیک تاک میگه 10:40 من دیگه رسواترین عاشق
|
|
||
|
|
پاییز |
|
|
|
||
|
2
یه دوست دارم دیگه یکشنبه بیست و هفتم آذر 1384تیک تاک میگه 15:10 من دیگه رسواترین عاشق
|
|
||
|
|
فتح باغ |
|
|
فتح باغ آن کلاغی که پرید از فراز سر ما و فرو رفت در اندیشه آشفته ابری ولگرد و صدایش همچون نیزه کوتاهی پهنای افق را پیمود خبر ما را با خود خواهد برد به شهر همه می دانند همه می دانند که من و تو از آن روزنه سرد عبوس باغ را دیدم و از آن شاخه بازیگر دور دست سیب را چیدیم همه می ترسند همه می ترسند اما من و تو به چراغ و آب و آیینه پیوستیم و نترسیدیم سخن از پیوند سست دو نام و همآغوشی در اوراق کهنه یک دفتر نیست سخن از گیسوی خوشبخت من است با شقایق های سوخته بوسه تو و صمیمیت تن هامان در طراری و درخشیدن عریانیمان مثل فلس ماهی ها در آب سخن از زندگی نقره ای آوازی ست که سحرگاهان فواره کوچک می خواند ما در آن جنگل سبز سیال شبی از خرگوشان وحشی و در آن دریای مضطرب خونسرد از صدف های پر از امید و در آن کوه غریب فاتح از عقابان جوان پرسیدیم که چه باید کرد همه می دانند همه می دانند ما به خواب سرد و ساکت سیمرغان ره یافته ایم ما حقیقت را در باغچه پیدا کرده ایم در نگاه شرم آگین گلی گمنام و بقا را در یک لحظه نامحدود که دو خورشید به هم خیره شدند سخن از پچ پچ ترسانی در ظلمت نیست سخن از روزست و پنجره های باز و هوای تازه و اجاقی که در آن اشیا بیهده می سوزند و زمینی که ز کشتی دیگر بارور است و تولد و تکامل و غرور سخن از دستان عاشق ماست که پلی از پیغامعطر و نو و نسیم بر فراز شب ها ساخته اند به چمنزار بیا به چمنزار بزرگ و صدایم کن از پشت نفس های گل ابریشم همچنان آهو که جفتش را پرده ها از بغضی پنهانی سرشارند و کبوتر های معصوم از بلندی های برج سپید خود به زمین می نگرند |
||
|
2
یه دوست دارم دیگه یکشنبه بیست و هفتم آذر 1384تیک تاک میگه 15:9 من دیگه رسواترین عاشق
|
|
||
|
|
ببخش که زودتر نگفته ام |
|
|
|
||
|
2
یه دوست دارم دیگه یکشنبه بیست و هفتم آذر 1384تیک تاک میگه 15:1 من دیگه رسواترین عاشق
|
|
||
|
|
این حال من بی توست |
|
|
|
||
|
2
یه دوست دارم دیگه شنبه بیست و ششم آذر 1384تیک تاک میگه 12:12 من دیگه رسواترین عاشق
|
|
||
|
|
فقط تو |
|
|
کنار آشيانه ي تو آشيانه مي کنم فضاي آشيانه را پر از ترانه ميکنم کسي سوال ميکند به خاطر چه زنده اي؟.... |
||
|
2
یه دوست دارم دیگه جمعه هجدهم آذر 1384تیک تاک میگه 23:50 من دیگه رسواترین عاشق
|
|
||
|
|
منو مثل همیشه ببخش.قول می دم... |
|
|
هیچ وقت ۱۸ آذز که یکی از بدترین روزهای زندگیم بود یادم نمیره حالا بهم بگین چیکار کنم.من نمی تونم دروغ بگم.باید حقیقت رو پنهون کنم ولی آخه چه جوری؟
قول میدم بهتر از قبل بهت بگم دوستت دارم گیجم نمی دونم چی باید بگم.
|
||
|
2
یه دوست دارم دیگه جمعه هجدهم آذر 1384تیک تاک میگه 15:8 من دیگه رسواترین عاشق
|
|
||